می توان گفت بزرگترین دلیل بالا رفتن سنّ ازدواج در کشور ما ترس جوانان از تأمین هزینه ها و مخارج زندگیست .
این ترس باعث شده جوانان دست کم تا زمانی که شغل مورد علاقه ی خود را پیدا نکرده اند ازدواج را به تعویق بیندازند و با توجّه به بحث تحصیل دست کم سنّ ازدواج به بالای 25 و 26 انتقال پیدا می کند و مؤیّد این سخن آماری است که بیان می کند سنّ ازدواج برای پسران در ایران به 27 سال رسیده است که این مشکل بسیار بزرگی است . حاج آقا قرائتی می فرمودند بنده بزرگترین مشکل جامعه ی امروز کشور را بالا رفتن سنّ ازدواج می دانم . در حالی که سن بلوغ نیز پائین آمده و در حدود 12 – 13 و در برخی موارد پائین تر می باشد ، در فاصله ی بین بلوغ تا ازدواج در سن 27 سالگی چه مشکلاتی که جوان باید با آن دست و پنجه نرم کند . با توجّه به وضعیت موجود حجاب در جامعه یک جوان به چه حال و روزی خواهد افتاد ؟ حتّی اگر فرض کنیم به گناه نیز دچار نشود ، فشار روانی بسیار سنگینی بر روی جوانان خواهد بود و این می تواند سر منشاء بسیاری از نابسامانی ها و بزهکاری ها باشد .
در این حال است که ارتباطات نامشروع افزایش خواهد یافت و جوانی که باید محبّت و عشق ورزی خود را خرج کانون گرم خانواده ی خود کند تا قبل از ازدواج این محبّت ها را خرج شخصی می کند که معلوم نیست بعداً با او بماند و یا نه و اینگونه می شود در زمان ازدواج اگر شخص خانواده تشکیل دهد آن شور و هیجانی که باید بین زوجین در ابتدای زندگی مشترک برقرار شود ، اتّفاق نمی افتد ، چون هردوی آنها قبلاً این شور و محبّت را به هر حال یا خرج هم در ارتباط قبل از ازدواج ، و یا خرج دختر و پسری دیگر کرده اند و این باعث میشود هدف اصلی تشکیل خانواده برای زوجین حاصل نشود و خود این می تواند سر منشاء بسیاری از طلاق ها شود . این مشت از نمونه ی خروار مشکلات حاصل از بالا رفتن سنّ ازدواج است که می توان به آن انحرافات جنسی و ایجاد اختلال در تربیت فرزند با توجّه به اختلاف سن بالا بین پدر و مادر و فرزند و همچنین بالا رفتن میانگین سنّی کشور و خروج از چوانی و ورود به میانسالی و همچنین مشکلات بارداری برای خانم ها با توجّه به بالا رفتن سن و وجوب تک فرزندی با توجّه به همین موضوع و چندین مشکل دیگر که ضرورت ازدواج در سنین پائین تر را بیان می کند .
امّا در مورد بحث مالی و تأمین هزینه ها در ازدواج که جوانان از آن ترس داشته و به خاطر آن برای ازدواج صبر می کنند و به سنینی بالا می رسند باید گفت یکی از آیات محکمی در قرآن در این زمینه بیان شده آیه ی 32 سوره ی مبارکه ی نور است :
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
در این آیه به بحث ازدواج می پردازد و دستور به تزویج جوانان مجرّد می دهد و در پایان آیه نیز تضمین می دهد که اگر فقیر باشند خدا آنها را از فضلش غنی می کند . استاد بنده می فرمودند خزائن فضل الهی سوای بحث اسباب و علل در دنیاست و خدا به صورت ویژه وعده داده که اگر فقیر باشند و ازدواج کنند او از فضل خودش ایشان را غنی می کند و خداوند نیز خلاف وعده انجام نمی دهد زیرا "انّ الله لا یخلف المیعاد"
البتّه شاید بعضی بگویند ما ازدواج کردیم و مشکل ما کمتر که نشد هیچ بیشتر نیز شد ، پس چه می گوئید ؟
پاسخ این است که ما گهگاه برای امتحان خداوند کاری را انجام می دهیم و به آن ایمان قلبی نداریم و لذا به نتیجه ای که باید نمی رسیم . باید به این حقیقت که در آیه به آن اشاره شده ایمان قلبی داشت و بر خدا توکّل کرد ، نه این که به زعم خودمان بگوئیم کار را انجام می دهیم شاید شد شاید نشد و ضمناً به عمل خود ما هم بستگی دارد یعنی اینکه در خانه بنشینیم و بگوئیم خدا روزی ما را می رساند چنین چیزی بعید از ذهن است و همچنین ما که قبل از ازدواج بنا را بر راه نادرست ارتباط با جنس مخالف گذاشته ایم نباید انتظار داشته باشیم که لطف الهی شامل حال ما نیز بشودزیرا که در آیه ی 124 سوره ی طه فرموده است : وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى یعنی هرکس از یاد من روی بگرداند بی تردید زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او ار نابینا محشورش می کنیم ، البتّه نه اینکه کسی که وضعیتش اینگونه بوده دیگر هیچ امیدی نداشته باشد زیرا در توبه و بازگشت همیشه باز است .
در این زمینه ی مورد بحث در یک جستجوی کوچک در منابع دینی به روایاتی برخورد می کنیم که بسیار زیبا و جالب است که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم :
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
الكافي ج : 5 ص : 331
مفهوم روایت این است که کسی که به خاطر ترس از معیشت و امرار معاش ازدواج را ترک کند به خدا بد بین شده است و به آیه ی مورد بحث استدلال می کند .
حاج آقا قرائتی می فرمودند این بدبینی به خدا اینگونه است که ما فکر می کنیم تا مجرّد هستیم خدا می تواند روزی ما را برساند ، ولی وقتی دو نفر بشویم خداوند دیگر توان روزی زسانی را ندارد .
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَشَكَا إِلَيْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ تَزَوَّجْ فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَيْهِ
وسائلالشيعة ج : 20 ص : 43
مفهوم روایت این است که شخصی نزد رسول خدا(ص) از حاجت و مشکلاتش شکایت کرد . رسول خدا(ص) به او فرمود ازدواج کن و در پایان می گوید ازدواج کرد و وسعت رزق و روزی در کارش ایجاد شد .
بسیار جالب است این روایات دقیقاً مخالف دید ما در جامعه ی امروزی است که فکر می کنیم ازداوج مشکلات را بسیار بیشتر می کند .
و قال ص تزوجوا النساء فإنهن يأتين بالمال
مكارمالأخلاق ص : 196
مفهوم روایت این است که رسول خدا(ص) فرمودند با زنان ازدواج کنید که آنها یا مال و ثروت می آیند .
باید گفت در زمان ازدواج دختر همان دختر است و تنها از خانه ای به خانه ی دیگر انتقال پیدا می کند و خدایی که به او روزی می داد باز هم به او روزی می دهد و در واقع روزی اش را با خودش می آورد .
قال النبي ص تزوجوا الزرق فإن فيهن البركة
مكارمالأخلاق ص : 198
و این روایت نیز به قول معروف تیر آخر را زده و مفهومش این است که برکت در ازدواج است . البتّه می دانید که برکت چیزی سوای زیاد شدن ثروت است .
باید توجّه داشته باشیم افرادی این سخنان را به ما فرموده اند که به سرچشمه ی غیب الهی متّصل بوده اند و افرادی معصومند و درباره ی ایشان گفته شده از روی هوای نفس صحبت نمی کنند ، یعنی اینها صرفاً برای دلخوشی نیست و توجّه به آنها کار ما را بسیار جلو می اندازد .
لازم به ذکر است که این موارد دلیلی بر بی توجّه مسئولین به ازدواج جوانان نمی شود و ایشان باید نهایت تلاش خود را در این زمینه انجام دهند و مشکلات را سهل الوصول تر گردانند ان شاء الله .